Oct 25

Tell me true, tell me why was Jesus crucified,Is it for this that daddy died??Should we shout, should we scream
“What happened to the post war dream?”
 

 


عباسي با بيان اين كه جريان‌هاي سنتي مذهبي قدرت تاثير گذاري بر مردم را ندارند، اظهار داشت: اين امر به دليل عدم جوانگرايي صورت گرفت كه بايد از 20 سال قبل شروع به اين كار مي‌كردند ولي متاسفانه آنها انقلاب را يك بار مصرف دانسته و گفتند كه خودمان اين انقلاب را اداره مي‌كنيم.
وي ادامه داد: آنان امروز حتي در صحنه انتخابات فقط مي‌توانند توصيه اخلاقي بكنند و اگر برخي نيز در انتخابات حاضر شده‌اند تنها براي اين است كه از حذف شدنشان جلوگيري شود.
عباسي با بيان اين كه دوران حكومت جوانان آغاز شده است، اضافه كرد: انديشه‌هاي نوگرا مي‌توانند شادابي و طراواتي را به عرصه‌هاي مختلف كشور بياورند، برخي از اين انديشه‌ها از تفكرات قبل با سوادتر و عموماً با تجربه‌تر‌ند زيرا تجربه‌هاي زيادي از روند سابق به دست آورده‌اند.
عباسي به تشريح برخي عملكردهاي دولت‌هاي 16 سال گذشته پرداخت و گفت: ليبرال دمكرات‌ها يا مشخصاً حزب كارگزاران سازندگي امروز در پائين‌ترين حد خود در مديريت اقتصادي 2/76 درصد اقتصاد كشور را در اختيار داشته كه اين روند در انتهاي دولت سازندگي 7/89 درصد بود.
وي دليل عدم موفقيت دولت دوم خرداد را اين گونه بيان كرد: در اين دوران نيز سياست اقتصادي عمدتاً در دست ليبرال دموكرات‌ها بود يعني در 16 سال گذشته اين جريان اقتصادي ادامه دار بوده است.
عباسي سهم ليبرال دمكرات‌ها را در مشاغل و پست‌ها استراتژيك از سال 68 تا 76 را 5/69 درصد عنوان كرد و افزود: از سال 76 تا 80، 3/47 درصد و از سال 80 تا امروز 31 درصد اين مشاغل در اختيار اين حزب بوده است.
عباسي گفت: خوب يا بد سياست‌هاي اقتصادي امروز كشور معلول سياست حزب كارگزاران سازندگي است و اگر اشكالي بوده يا نبوده امروز نيز همان روند را براي آينده كشور در نظر دارند مگر اين كه برنامه‌هاي جديد خود را هر چه زودتر به مردم ارائه كنند.
وي يكي از مسايلي را كه حزب كارگزاران بايد به آن پاسخ گو باشد را انسداد سياسي عنوان و تصريح كرد: اين سياست گوشه‌اي از يك شيخوخيت است يعني بزرگ بودن يك چهره،كه به دليل حضور اين چنين افرادي در حزب كارگزاران، ديگران آن را نقد نكرده و يا فقط به انتقاد از بدنه آن مي‌پردازند.
عباسي با بيان اين كه انسداد سياسي و شيخوخيت در كنار سياست ليبراليستي و رانت پول، جايگاه حزب كارگزاران را به جايگاه ثابت و تثبيت شده تبديل كرده است، گفت: با سر كار آمدن هر دولتي نيز اين روند ادامه داشته است و اگر كارگزاران در صورت روي كارآمدن قصد دارند كه با همين رويكرد عمل كند بايد ماند تا به رحمت ايزدي بپيوندند.
اين كارشناس مسائل سياسي همچنين به انتقاد از برخي عملكردهاي شوراي نگهبان پرداخت و خاطرنشان كرد: در راست سنتي هم ديده مي‌شود كه شوراي نگهبان مانند كارگزاران از مديريتي غير پاسخگو برخوردار است.
رئيس سابق مركز دكترينال امنيت بدون مرز خطاب به دانشجويان و قشر جوان تاكيد كرد: ‌كار را از دست پيران بيگريد، من نيز به پدران و برادران خود در سياست هشدار مي‌دهم با احترام خودتان از اين عرصه بيرون برويد.
عباسي با بيان اينكه بايد در مديريت‌هاي كشور جوانگرايي و تحول صورت گيرد تصريح كرد:‌ اگر مجدداً مديريت فرسوده عهده‌دار مسئوليت‌ها و مديريت‌ها شود قطعا در جا زده و حركت رو به جلو نخواهيم داشت چرا كه حاميان آنان همچنان به دنبال حفظ حكومت ملوك‌الطوايفي هستند.
وي همچنين با بيان اين كه سرمايه‌ ايماني كشور بعد از جنگ تحميلي 94 درصد بوده و بعد از دولت سازندگي به 77 درصد تقليل يافته است، گفت:‌ سرمايه‌هاي اجتماعي ما نيز بعد از دوران دفاع مقدس 81 درصد و پس از دولت سازندگي به مرز 63 درصد پايين آمده كه البته سرمايه‌هاي مادي در ايران دوران رشد داشته است.
كارشناس مسائل سياسي با بيان اين كه حزب مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب در 8 سال گذشته به تقابل و درگيري هاي داخلي روي آوردند، عنوان كرد: اين روند تبعات مطلوبي در بر نداشت كه يكي از آنها غفلت از تهديدهاي خارجي بود.
وي ادامه داد:‌ سوسيال دمكرات‌ها به ترويج ادبيات و شعارهايي با ريشه ادبيات بيگانه پرداختند و با وارد كردن انديشه‌هاي غربي ادبيات سكولار و غير ديني را رواج دادند.
عباسي همچنين گفتگوي تمدن‌ها را زمينه ساز جنگ تمدن‌هاي هانتينگتون دانست و افزود:‌ آمريكا از كليد واژه‌هاي سوسيال دمكرات‌هاي داخلي مانند آزادي، دمكراسي و… كه در داخل به كار مي‌برند استفاده كرده و با قرار دادن كمله «بزرگ» در جلوي اصطلاح اصلاحات به سمت اصلاحات بزرگ در خاورميانه حركت كرده است. بنابراين هرچه با سران آنان مناظره كرديم، تفاوتي بين جامعه مدني آمريكايي‌ها به اين تفكر در ايران پيدا نكرديم.
اينكارشناس با بيان اينكه اين جريان با شعارهاي غير بومي سبب محاصره صددرصدي ايران شد، تاكيد كرد: قبل از اين جريان،32 درصد كشور در محاصره بود ولي اكنون با محاصره صددرصدي ايران روبرو هستيم.
رئيس سابق مركز دكترينال امنيت بدون مرز افزود: سرمايه‌ ايماني نيز در اين دوره با كاهش روبرو بوده است به طوري كه در سال 76 تا 80 به 77 درصد و از 80 تا 83 به مرز 39 درصد تقليل پيدا كرده، كه البته در اين سال‌ها نيز سطح رفاه و مدل زندگي ارتقا پيدا كرده است.

 

Oct 22

یک دختر در حمام


                  ساعت ۴ بعد از ظهر
                  ۱ـ لباساشو رو درمیاره٬ رنگ روشن ها رو تو یك سبد و تیره ها رو
                  تو یكی دیگه میگذاره
                  ۲ـ در حموم رو از تو قفل میكنه٬ جلوی آیینه می ایسته٬ شكمش رو كه
                  تمام مدت داده بود تو٬ میده بیرون و شروع میكنه به غر غر و ایراد
                  گرفتن از نقطه نقطه بدنش
                  ۳ـ در كمد رو باز میكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست
                  صورت٬مو٬ بدن٬ كف پا و … رو بیرون میاره و می چینه رو لبه وان
                  ۴ـ موهاش رو با شامپوی نارگیلی تقویت كننده٬ پرپشت كننده٬ براق
                  كننده و…میشوره و هفده دقیقه ماساژ میده
                  ۵ـ یكبار دیگه با همون شامپو موهاشو میشوره
                  ۶ـ نرم كننده معطر پرتقالی رو به موهاش میماله تا ۶۰ میشماره
                  ۷ـ سی و پنج دقیقه زیر دوش می مونه.خوب آخه باید خیالش راحت بشه
                  كه تمام مواد شیمیایی از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها
                  وز میكنه
                  ۸ـ خمیر ریش داداشی رو كش میره و شیش كیلو خالی میكنه رو ساق پا
                  و دست و پشت لب. بعد یه تیغ بر میداره و یا علی. آی
                  ۹ـ موهاش رو حسابی می چلونه٬ حوله رو مثل عمامه می پیچه دور سرش.
                  تو آیینه خودشو ورانداز میكنه. از اینكه در اثر كشش حوله چشم و
                  ابروش كشیده شده٬ احساس خوشگلی می كنه و یه ماچ گنده واسه عكس
                  خودش تو آیینه میفرسته
                  ۱۰ـ خوشحالیش زیاد دوام نمیاره. چون یه جوش سرسیاه بی اجازه نوك
                  دماغش سبز شده
                  ۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاینه میكنه و با ناخن و موچین میره به
                  جنگ جوشها و موهای زائد بی تربیت
                  ۱۲ـ حوله ش رو می پوشه و میره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسیون
                  چرب میكنه
                  ۱۳ـ چهل بار لباس می پوشه و در میاره تا انتخاب كنه
                  ۱۴ـ ۴۸ دقیقه پشت میز توالت می شینه و آرایش میكنه
                  ساعت ۸ شب

 

2v9p45e.gif2m3soe0.gif5k4u44.gif

یك پسر در حمام
                  ساعت ۴ بعد از ظهر
                  ۱ـ همون طور كه رو تخت نشسته ٬ لباساشو میكنه. هر كدوم رو پرت
                  میكنه یه گوشه اتاق
                  ۲ـ نیم وجب حوله رو میگیره دور باسنش و میره به سمت حموم
                  ۳ـ می ایسته جلوی آیینه. شكمش رو میده تو. بازو میگیره. فیگور
                  چپ٬ فیگور راست٬ نیم ساعت قربون صدقه خودش میره٬ (این قدوبالا رو
                  ببین چه كرده .لای لای لالای لای)مامان جونش هم از تو آشپزخونه
                  تایید میكنه
                  ۴ـ زیر بغلش رو بو میكنه و رنگ چهره ش بر میگرده. سبز٬ آبی٬ بنفش
                  ۵ـ در كمد شامپو ها رو باز نمیكنه چون اصلا توش چیزی نداره
                  ۶ـ با قالب صابون سبزش زیر بغلهاشو كف مالی میكنه. یه عالمه مو
                  می چسبه به صابون
                  ۷ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم میشوره
                  ۸ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا
                  ۹ـ زیر دوش میـ**زه  و به خاطر اكو شدن صداش تو حموم ٬كر كر
                  میخنده
                  ۱۰ـ دو دقیقه بعد دوباره میزنه زیر خنده٬ آخه این دفعه بوش رسیده
                  به دماغش
                  ۱۱ـ چاه حموم رو هدف گیری میكنه و جیش میکنه توش
                  ۱۲ـ از زیر دوش میاد بیرون و یكهو می بینه یادش رفته بوده در
                  حموم رو ببنده. و همه فرش و كف خونه خیس شده.( بیخیال…مامان
                  خشك میكنه
                  ۱۳ـ حوله فسقلیش رو می پیچه دور باسنش و همون طور خیس خیس میره
                  تو اتاق
                  ۱۴ـ حوله خیس رو پرت میكنه رو تخت و ۲ دقیقه ای لباس می پوشه
                  ساعت ۴:۱۵ بعد از ظهر
   
 14cfh3r.gif       15qb79z.gif5eifk3.gif

     خب دوستان شما چطور حمام می کنید آیا جرو هیچکدام از این دسته ها هستید ؟ (نگین نه که ….)

Oct 18

اين رو امروز يکی بهم سند کرد،نيم ساعتی خنديدم

واقعاً دمش گرم

 

 

ID taraf too Yahoo messenger : mamad hashish: esme nanato be in list ezafe kon sta kon
soghra/efat/azar/maryam/ozra/batol/zoleykha.betoche/

 
In ham yeki dige : admine banke saman pm me kare fori  daram

In ham yeki dige : kasi estaminifon nadare

In ham yeki dige : dokhtare mige biaba man doostsho man migam na .hala man kare khoobi mikonam ya ooon ?

 

Oct 13

When I find myself in times of trouble, My Godfather comes to me,
speaking words of wisdom, let it be.
And in my hour of darkness He is standing right in front of me,
speaking words of wisdom, let it be.

Let it be, let it be, let it be, let it be.
Whisper words of wisdom, let it be.

And when the broken hearted people living in the world agree,
there will be an answer, let it be.
For though they may be parted there is still a chance that they will see,
there will be an answer. let it be.

Let it be, let it be, …..

And when the night is cloudy, there is still a light, that shines on me,
shine until tomorrow, let it be.
I wake up to the sound of music, My Godfather comes to me,
speaking words of wisdom, let it be.

Let it be, let it be, …..

 

Oct 09

کوچه

 

بي تو ، مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم !

در نهانخانه جانم گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد
عطر صد خاطره پيچيد

يادم آيد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم
پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم

ساعتي بر لب آن جوي نشستيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
من همه محو تماشاي نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ريخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

يادم آيد : تو بمن گفتي :
ازين عشق حذر كن !
لحظه اي چند بر اين آب نظر كن
آب ، آئينة عشق گذران است
تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است
باش فردا ، كه دلت با دگران است
تا فراموش كني ، چندي ازين شهر سفر كن !

با تو گفتنم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پيش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول كه دل من به تمناي تو پَر زد
چون كبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدي ، من نه رميدم ، نه گسستم
باز گفتم كه : تو صيادي و من آهوي دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پيش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !

اشكي از شاخه فرو ريخت
مرغ شب نالة تلخي زد و بگريخت !
اشك در چشم تو لرزيد
ماه بر عشق تو خنديد

يادم آيد كه دگر از تو جوابي نشنيدم
پاي در دامن اندوه كشيدم
نگسستم ، نرميدم

رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهاي دگر هم
نه گرفتي دگر از عاشق آزده خبر هم
نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم !

بي تو ، اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم